عبد الجليل قزوينى رازى

503

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و اختيار نيك و بد آن عايد باشد با دروگر « 1 » كه اختيار فعل مىكند ، و عايد نباشد بآهنگر كه تيشه كرده است . پس قدرت و الطاف و تمكين و توفيق همه از فعل خداى باشد ، امّا كفر و ايمان و اختيار طاعت و معصيت همه از فعل مكلّفان باشد برين وجه كه بيان كرده شد و اين مسأله را شواهد و نظاير بسيار است امّا كتاب مطوّل شود و فايده حاصل شد زياده ملال افزايد . امّا در معنى خذلان چنانست كه بيان كرده است بمذهب شيعه و همهء اهل عدل روا نباشد كه بارى تعالى بنده‌اى را خذلان كند و لطف ازو بازگيرد و توفيق سلب كند تا هرگز ايمان نتواند آوردن ؛ آنگه محمّد را با كتاب و على را با شمشير به دو فرستد كه ايمان آر و گر نه به دنيا كشتهء تيغ شوى و بقيامت در دوزخ ابد بمانى خذلان كند و توفيق و لطف بازگيرد آنگه تكليف كند بر خلاف اراده ، و رسول و امام و كتاب و تيغ بفرستد و گويد : ايمان آر و نگذارد كه ايمان آورد آنگه بدوزخش برد ، بارى تعالى منزّه و متعالى است ازين و مانند اين ، و هنوز كه مذهب خواجهء مجبّر باطل باشد بهتر از آنكه خداى تعالى ظالم باشد ، پس توفيق و الطاف او عامّ باشد با همهء مكلّفان و بر يك حدّ كند تا حيف و ميل از فعل او دور باشد ، و ايمان و كفر به اختيار بنده باشد تا بارى تعالى ظالم و خذلان ده و كفر آفرين نباشد تعالى اللّه عمّا تقول المجبّرة و المشبّهة علوّا كبيرا ، اينست جواب اين كلمات بر سبيل اختصار ، و الحمد للّه ربّ العالمين حمد الشّاكرين . آنگه گفته است : « فضيحت هفتم آنست كه : رافضى گويد كه خداى را صفتى ديگر هست كه آن را صفت حالت گويند ، و خداى بدان صفت مخالف است مخالف « 2 » خود را و هيچ فريشته‌اى « 3 » و پيغمبرى آن صفت نداشته است و ندانند و برين قول لازم آيد

--> - گفته : « طنبور و طنبوره بالضم ساز معروف ، و اين معرّب تونبره است كه لغت هنديست ( تا آخر كلام او ) » . ( 1 ) - ب م : « با درودگر » ح د : « بدرودگر » . ( 2 ) - كذا در همهء نسخ و گويا مصحف و محرّف « مخلوق » يا « خلق » است . ( 3 ) - ث م ب ح د : « فرشته‌اى » .